جوانی

گفتگو با سعید سلطانی کارگردان سریال جوانی

جام جم آنلاین: هدف ما همان حرمت وجود مادر و مشکلاتی که از فقدان او در خانواده به وجود می آید، بوده است و بر هم خوردن نظم عمومی خانواده به واسطه نبود او، آن چیزی است که به دنبالش بودیم.

چرا عنوان جوانی را برای این سریال برگزیدید؛ما در این مجموعه از یک دوری صحبت کرده ایم و “جوانی ” تعبیری است از این دوری.منظورتان از دوری دقیقا چیست؛توجه کنید روابط و رفتاری که انسانها در دوره درخشان “جوانی ” با آن روبه رو هستند، اصل و شیرازه حرکت آنها را در تمام دوران زندگی رقم می زند. “جوانی ” تلاش می کند این فرصت ها را به تصویر بکشد و رفتارها و روابط را که با دور شدن از این دوران در زندگی انسان ها متجلی میشود، نشان دهد.مواردی که به آنها اشاره کردید، زمانی در یک مجموعه نمود پیدا می کند که در قالب یک داستان جذاب ارائه شده باشد، اما جوانی فاقد این خصیصه است ، یعنی داستانش جذاب و پرکشش نیست تا به واسطه آن مخاطب بتواند مسائل مورد نظر را درک کند، نظر شما در این باره چیست؛قصه ، شاید ریتم کندی داشته باشد؛ اما فاقد جذابیت نیست ؛ البته کندی ریتم مجموعه هم از آنجا ناشی می شود که شخصیت محوری مجموعه تمامی اعضای یک خانواده هستند نه یک نفر. در این سریال قهرمان اصلی خانواده است و ما باید قصه همه افراد خانواده را به شکل موازی روایت میکردیم.این مجموعه فاقد داستان است ،10 قسمت از این مجموعه گذشته ؛ اما مخاطب هنوز نمی داند باید پیگیر چه چیزی باشد؛ما باید قصه یک خانواده را به شکل واحد پیش می بردیم ، خانواده ای که همه اعضای آن مهم هستند و با همدیگر و با محیط بیرونشان ، مشکلاتی دارند. مشکلات هر یک از افراد این خانواده به تنهایی می تواند بار دراماتیکی یک مجموعه را پیش ببرد؛ ما با مجموعه ای از این مشکلات روبه رو هستیم ، حال پرورش این مشکلات و حوادث و رساندن آنها به یک نقطه عطف، نیاز به زمان دارد.وجود برخی از داستان های فرعی مثل رفتن حسام به خانه پدرزن و صلاح و مشورت او با پدر و برادرش بجز این که باعث بالا رفتن زمان مجموعه می شود، چه کمک موثری به پیشبرد داستان میکند؛بازخورد این روابط در قسمت های بعدی ، در روند داستان تاثیر می گذارد و مسائلی که در آینده برای حسام به وجود می آید، حاصل همین اتفاق و تصمیم است که به تمام اعضای خانواده منتقل می شود. از سوی دیگر “حسام ” متعلق به یک خانواده سنتی است و روابط خاصی در این خانواده ها حکمفرماست که تا حدودی هم تغییرناپذیر هستند، در واقع صلاح و مشورت “حسام ” با پدر و برادرش ، بخشی از همین روابط است و ما ملزم به نشان دادن این روابط هستیم.مجموعه جوانی نگاه تازه ای به مساله ضایعه مرگ مادر ندارد و تصویری که از این ضایعه ارائه می شود، کلی و کلیشه ای است.هدف ما همان حرمت وجود مادر و مشکلاتی که از فقدان او در خانواده به وجود می آید، بوده است و بر هم خوردن نظم عمومی خانواده به واسطه نبود او، آن چیزی است که به دنبالش بودیم.گفتید که تمام اعضای خانواده ،قهرمان این قصه هستند؛ اما در میان این قهرمانان ، حسام الدین از همه منفعل تر است چرا؛نه ، اتفاقا حسام الدین هم در ادامه قصه به دیدگاه هایی در خصوص زندگی و ازدواج می رسد، اما از آنجا که مشکلات دیگر اعضای خانواده حادتر است ، مشکل او چندان به چشم نمی آید.با تشکر از این که در این گفتگو شرکت کردید من هم تشکر می کنم

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن